بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه
  ساعت  
  کلام نور  
هر كه بر طريق خداپرستي محكم و استوار باشد ، مصائب دنيا بر وي سبك آيد ، گر چه تكه تكه شود . حضرت امام هادی (ع)
  سخن بزرگان  
اول اندیشه، وانگهی گفتار (لائوسته)
  لطیفه  
يه نفر يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده
  اس ام اس  
آیا فكر می‌كنید بی‌عرضه هستید؟ فكر می‌كنید به درد هیچ كاری نمی‌خورید؟ فكر می‌كنید بی‌مصرف هستید؟ به خدا درست فكر می‌كنید
  وضعیت در یاهو  

آگهی

دانلود نمونه سوالات پیام نور

تعداد بازدید این وبلاگ تا کنون : 16371
لب های ممنوعه
من از جنس همان آدمم
و تو همان حوايي
گاهي بايد ثابت کرد
که ما همان آدم و حوايي هستيم که بهشت را به طمع چشيدن يک سيب فروختيم.
لب های ممنوعه | Vampir. Girl کاربر انجمن
http://www.forum.98ia.com/t1043656.html
انتقام

بعد از گذشت 2 سال...

انقدر به بدیات فکر کردم که کلا فراموشت کردم.

ازت متنفر شدم.

میدونی چیه؟؟

میدونی چه کاریت از همه بیشتر خوردم کرد؟؟؟

وقتی که دیدم دست دختر خالم و گرفتی...

شاید خیلی کار خاصی نکرده باشی...اما منو داغون کرد....اونشب تا صبح بیدار بودم و  گریه

کردم.هنوز ثانیه به ثانیه ی اون شب و یادمه.حتی هنوزم یادمه که چجوری هق میزدم.

بعد از اون مریض شدم.تا 2 هفته حتی نمیتونستم از جام تکون بخورم.تموم کمرم زونا زد.بعد از

یه ماه خوب شدم.اونم در حدی که بتونم رو پام بایستم.اونوقت تو تموم اون ماهو با دختر خاله

ی من گذروندی.با هم میگفتین و میخندیدین و من داشتم یکی یکی آرزوها و رویاهامو دفن

میکردم.

بعد از گذشت دو سال تصمیم گرفتم مثل خودت شم.یه آدم پست و عوضی.یه دیوونه.

سعی کردم یاد بگیرم که چجوری به چشمای یه نفر نگاه کنم و دروغ بگم.نتونستم یاد بگیرم.

یه روش دیگه رو به کار بردم.

ناز کردن و عشوه کردن و کلا خوب بلد بودم.

دلبری هم بهش اضافه کردم.

خوب چشم و ابرو میومدم.

خنده های الکه رو از بر شدم.

شروع کردم.

چراغ سبزو نشون دادم.

اما به اونایی که تو حتی به گرد پاشونم نمیرسی.

خیلی با بالا بالاها تابیدم.

کلا عاشق اونایی ام که دانشگاه شریف و صنعتی درس میخونن.

از مدلا بدم نمیاد...

با اصفهانی ها حال نمیکنم.

بیشتر با شیرازیا میپلکم.

حتی با آبادانی ها هم که تو یکیشون بودی ارتباط نداشتم.با همشون مشکل داشتم.هنوزم

که هنوزه با آبادانی ها مشکل دارم.حتی با بچه های خالم :دی

رو اونا تمرین کردم.

بی احساس شدم.

هیچ حسی ندارم.به هیچکس.

خائن شدم.

خیانت و مثل نکته های درسی که برای کنکور خوندم از بر شدم.

خیلی راحت با همجنسات دوست میشدم و خیلی راحت مسخره شون میکردم.جلوی همه ی

دوستاشون.جلوی همه ی دوستام.جلوی خانواده هاشون.

خیلی راحت میزاشتمشون کنار.

حتی 1 ثانیه هم بهشون فکر نمیکردم.

دیگه وقتش شده بود.باید تلافی میکردم.

بت اس دادم.

خیلی راحت پیچوندمت که فکر کنی ناخواسته بت اس دادم.تو هم از اونجایی که خیلی

احمقی خیلی راحت باورت شد.

بم گفتی:بیا با هم دوست شیم.ما میتونیم همه چیزو از اول شروع کنیم.

کار خودمو کردم.

قبول کردم.مثل دخترای پاکدل و ساده رفتار کردم.یه جوری که انگار تاحالا هیچ خطایی نکردم.

فکر کردی هنوز خرم.3 هفته گذشت.متوجه شدی که تغییر کردم.از حرف

زدنم.خندیدنم.حرکاتم.تشنه نگه داشتنت.

از کارایی که کردم فهمیدی که عوض شدم.اما به روت نیوردی.یعنی باورت نمیشد.

باورت نمیشد که شده باشم یکی مثل خودت.

با تو بودم.با تو هستم.

اما با تو بودن دلیلی نمیشه واسه با بقیه نبودن.

چراغ سبزا به راهه.

خنده ها و خوش گذرونی ها تمومی نداره.

حالا که دانشجوی دانشگاه دولتی شدم کلاسمم بالاتر رفته.تو یکی هم که دیگه کلا تحویل

نمیگیرم.

امشب وقتش بود.

کلی واسه امشب تمرین کرده بودم.

حتی واسه صحنه ای که قرار بود اجرا کنم کلی فیلم دیدم.چون تجربه انجام دادنشو نداشتم.

واسه امشب یه سال ثانیه شماری میکردم.

واسه امشب هرچی عشوه و ناز کردنو دلبری تو دنیا بود و کوله بارم کرده بودم.

واسه امشب...حتی مزحکانه ترین خنده های دنیا هم یاد گرفتم.

واسه امشب یه سال تو دود سیگار نشستم تا عادت کنم به دودی که واسم مثل

سمه.میخواستم  سیگارو به اعماق وجودم ببرم که وقتی میخوام نقشمو بازی کنم حالم به

هم نخوره.


واسه امشب سنگ تموم گذاشتم.

ریمل لازم نیستم....مژه هام بدون ریمل بلنده.

خط چشم مشکی رو تو چشمام کشیدم و وحشی ترشون کردم.

رژ لب جیگری رو روی لبام کشیدم.

موهامو دورم ریختم و شال مشکیمو انداختم رو سرم.

مانتو پاییزه ی یشمی و توسی مو پوشیدم .ساق زمستونی مشکیمو پوشیدم وکیف دستی

چرم مشکیمو به دست گرفتم و کفشای پاشنه 10 سانتی جیر مشکیمو به پا کردم.

میخواستی اینباکس مسیج هامو بخونی.

با ناز و عشوه ازت خواستم که مسیجامو نخونی.

توجه نکردی.

به زور میخواستی موبایل و از دستم بگیری...

وقتش بود و من حتی قلبم تالاپ تالاپم نمیکرد.

دست به کار شدم....

شکه شدی...

...ادامه دادم...

هنوز تو شوک بودی...

...ادامه دادم...

...

...ادامه دادم...

همراهیم کردی...

ادامه دادی....

کشیدم عقب...

شصت دستتو رو گونم کشیدی...

ادامه دادم...

همراهیم کردی...

ادامه دادی...

ادامه دادی...

منم ادامه دادم...

عقب کشیدم.

پرسیدی:اینجا خیلی ضایعست....بریم یه جای دیگه؟؟

گفتم:آره...

باز اومدی جلو...

ادامه دادم...

کشیدی عقب.پرسیدی:فکر کردی یادم رفت؟؟

گفتم:نه...اگه میخوای مسیجامو بخون.

موبایلو از دستم گرفتی.

به اسم فرستنده ها نگاه کردی...

ازشون گذشتی...

خیلی راحت نه...اما گذشتی...

تا اینکه یکیشون چشمتو گرفت.بازش کردی.خوندیش.منم خوندمش:شبت بخیر عزیزم.فردا

زنگ میزنم که صدای قشنگتو بشنوم.البته اگه افتخار بدی!!


نگاهتو از روی صفحه موبایل برداشتی.بهم نگاه کردی و گفتی:معلوم هست با چند نفری؟؟

خندیدم و گفتم :وقتی 3 سال پیش داشتی بم خیانت میکردی باید فکر حالاتو میکردی..

از ماشین پیاده شدم.بدون گفتن خداحافظ ازت دور شدم و به طرف خونمون اومدم.

هیچ چیزی به اندازه ی خیانت تو رو نمیسوزونه...

هیچ چیز به اندازه  خیانت داغونت نمیکنه...

ازت انتقام گرفتم...

انتقام همه ی گریه هام...

انتقام رویاهای کشته شدم...

انتقام آرزو های دفن شدم...

ازت انتقام گرفتم...

و حتی یک درصدم پشیمون نیستم...

حتی یک درصد..

امشب من از تو انتقام گرفتم..

انتقام 3 سال زندگیم...


صنم.ک

92/7/27

ساعت 00:21 


♫♫♫

یه پاییز ِ دیگه بازم تو راهه بازم چشام به راه ِ تو سیاهه

گفتی عشق بهار جدایی داره

گفتی خزون که شد میای دوباره

خزون غرور ابرارو شکسته

زمین پر شده از برگهای ِ خسته


ولی قلبای یادگاری ما

رو سینه ی درخت غم نشسته

برگــرد

تنم دوباره با عشق تو تب کرد

بازم نبودنت

حالم و بد کرد

برگرد

برگــــرد

تنم دوباره با عشق تو تب کرد

بازم نبودنت

حالم و بد کرد


برگرد

♫♫♫

همه سهم من از خزون همینه

بشینم روز و شب به انتظارت

همه ترسم از اینه مثل هر سال

فراموشت بشه قول و قرارت

ببین که باد سرد بی ترحم

داره باز بوی بی کسی میاره

آهای مسافر پاییزی من

یه وقت گم نکنی راهو دوباره

برگــــرد

تنم دوباره با عشق تو تب کرد

بازم نبودنت

حالم و بد کرد

برگرد

 


;)

دختـــــــــــری که نتونه تو 10 دیقه همه چیزو زهـــــــــــــرماره

دوس پســـــــرش

 

کنه دوس دخدر نی که هویـــجه :|


توقف ممنوع

 اخلاقم گنده؟؟؟!! به خودم مربوطه! غرورم ازحد گذشته؟! به خودم مربوطه! تمام

زندگیم خودخواهانه س؟! زندگیه

خودمه! از عده ایی متنفر شدم؟! بازم به خودم مربوطه! دوست دارم تنها باشم؟!

حسه خودمه! دوباره عاشق

شدم؟! دله خودمه! صدایه خنده هام از حده عادی بلند تره؟! خوشحالیه خودمه! با

یه تلنگر به هق هق میفتم؟! درد

خودمه! پاچه همرو میگیرم؟! اعصابه خودمه! یه عده رو فراموش کردم؟! حافظه

خودمه! دلم میخواد هینجوری

باشم...مجبور به تحمل من نیستید...مهم نیست که از بیرون چطور به نظر

میام...کسایی که درونم رو میبینن برام

کافیه...من فقط برا خودم هستم...!!!خوده خودم!!!مال خودم...صبورمو عجول...!

سنگین و مغرور...!اگر نمیخواهی

راهت را بگیرو برو...حوالی ما توقف ممنوع است...


یه کم شاااد شیییم

مناجات یک هموطن با خدا:
خدایا مارا به خاطر یک سیب از بهشت

انداختی رو زمین
به خاطر آب انگور
 
میندازیمون جهنم!!
 
با میوه ها مشکل داری؟؟



شیطان هر کاری کرد
آدم سیب نخورد
 
رو کرد به حوا و گفت:
 
بخور واسه پوستت خوبه...


و حوا به آدم گفت:
آیا دوستم داری؟؟
 
و آدم پاسخ داد:
 
مگه خبر مرگم چاره دیگه ای هم دارم؟؟؟؟؟
 
(و اینگونه بود که عشق آغاز شد)



فرقی ندارد که یک گاگول بی سواد باشی یا یک دانشمند

در هر صورت پشت یک ماشین شاسی بلند آقا مهندس می شوی !
 



وقتی اورجینال به دنیا اومدی... حیفه کپی از دنیا بری ....خودت باش !




سلامتي اونايي که تا ميان دخالت کنن همه بهشون ميگن

تو يکي ديگه خفه شو !




موقع مرگ به بچههام میگم ده میلیارد تومن گذاشتهم زیر...
.
 
.
 
.
 
.

.بعدش میمیرم.آی حال میده!!!!




دوست دختر غضنفر 300 کیلو آرایش کرده میگه ببین من چه جیگری ام ...
غضنفر میگه صورتتو بشور لااقل ببینمت !!




میگویند: مثل بچه آدم رفتار کن. و من هنوز مانده ام که بین هابیل و قابیل کدام را انتخاب کنم...!




فرق افتادن از طبقه اول با طبقه 10 :
طبقه 10 : آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .
 
طبقه اول: بوووووفففففف . .. . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ




و خداوند زمین و آسمان را آفرید...

و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد...!!!



شاعری میفرماید :
کار هرکس نیست همسر داشتن

مرد خر میخواهد و پول خفن ! :))


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11-20 صفحه بعد

مطالب  16 تا 20 از تعداد کل 118 یافته را مشاهده میکنید!

Untitled 2
fariiiiba

 
 

نام حقیقی :  sanam karimian
تاریخ تولد : 1374/01/05
موقعیت : ایران - اصفهان - اصفهان
جنسیت :

 
ارسال پیام
آگهی



طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
  fariiiiba.
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری